ایمان به مبدأ و معاد ، تعلقات دنیوی را بیرنگ می کند

 
السلام علیک یا ابا عبدالله

ایمان و عقیده، مهم ترین مشوق درونی انسان در جهت ترغیب و مهیا شدن انسان برای پای نهادن به عرصه جهاد و شهادت محسوب می شود، زیرا هیچ گونه انگیزه مادی نمی تواند انسان را به مرحله ای از گذشت و ایثار برساند که از تعلقات دنیوی دل بریده و مهم ترین و با ارزش ترین گوهر هستی خود- جان را- تقدیم جانان نماید . چنان که در آیینه کلام امام حسین (ع) و یاران وفادارش آثار چنین اعتقادی کاملاً نمایان است .

امام حسین (ع) در شب عاشورا که بی تابی و نگرانی خواهرش را مشاهده می‌کند رمز این فلسفه آسمانی را یاد آور می شود و می فرماید :

« خواهر من، راه صبر و شکیبایی را در پیش گیر و بدان که همه مردم دنیا می‌میرند، آسمانیان هم نمی مانند، همه موجودات از بین رفتنی هستند، مگر خدای بزرگ که دنیا را با قدرت خویش آفریده است و همگان را دوباره مبعوث و زنده خواهد نمود... »

 

شام غریبان

  

      نمی‌دانم امشب باید از کدام غربت گفت؛ چه روضه‌ای خواند؛ و مصیبت کدامین غریب را بازگو نمود.

·         آیا از بدن پاره پاره حسین (ع) بگوییم که عریان در گودال قتلگاه افتاده است؟ یا از بدن عباس علمدار که نه سر در بدن دارد و نه دست؟

       آ یا از علی اکبر بگوییم که صورت پیامبرگونش را بر نیزه برافراشته اند؟ یا از علی اصغر شش ماهه که اینک در گهواره خاکی خویش به خواب ابدی رفته؟

     آیا از یاران حسین (ع) بگوییم که غریبانه در گوشه گوشه میدان جان باخته اند؟ یا از کودکان حسین (ع) که غم یتیمی و اسیری، یکجا بر آنان وارد شده است؟      از غریبی بگوییم یا از مظلومیت؟ از وفا بگوییم یا از پیمان‌شکنی؟ از عطش بگوییم یا از آتش؟ از عشق بگوییم یا از زینب؟

      خوب نامی بر قلم گذشت.. زینب...

·               آری! بگذار از زینب بگوییم ؛ که کربلا، از اینجا به بعد، از‌ آنِ زینب است و پیام کربلا، مرهون زینب.

·         بگذار از زینب بگوییم و از رنج‌های زینب. از زینب و از غصه‌های زینب. از زینب و از قصه‌های زینب. از زینب و از حماسه‌های زینب؛ و از زینب و از دل زینب ... و امان از دل زینب ...

·         اما از کدامین غم زینب بگوییم؟ از برادرانی که از دست داد؟ یا از برادرزادگانش که یک به یک به میدان رفتند و باز نگشتند؟ یا از پسرانش که جلوی چشمان گریانش ذبح شدند؟

·         اگر چه زینب «ام المصائب» است و از کودکی داغ‌های فراوان دیده ــ ابتدا داغ بزرگ رحلت جدش پیامبر خدا (ص) و سپس مصیبت شهادت مادر جوان ــ و در جوانی فرق شکافته پدرش علی (ع) را دیده است و سپس جگر پاره پاره برادر معصومش حسن مجتبی را... اما روزی مانند عاشورا نبود، و داغی مانند کربلا...

·قصه ی بی سر وسامانی من گوش کنید/دوستان،غصه ی تنهایی من گوش کنید

·گر چه این قصه ی پر غصه به گفتن نتوان/نه به گفتن نتوان ، بلکه شنفتن نتوان

   دختر دخت نبی ، «امِ مصائب» نامم/ کرده لبریز ز غم ، ساقیِ گردون جامم  

صبر،بی تاب شد از صبر و شکیباییِ من/ ناتوان شد خِرَد ازدرک تووانایی من 

  باغبانم من و یک سر شده غارت باغم/چرخ بگذاشته بس داغ به روی داغم

نه که چون جد عزیزی چو پیمبر دادم/ پدر و مادر و فرزند و برادر دادم

 پیشِ من ، در پسِ در ، مادرِ من آزردند/ریسمان بسته به مسجد ، پدرم را بردند

من هم اِستاده و این منظره را می دیدم/مات ووحشت زده می دیدم ومیلرزیدم

بود در سینه هنوز آتش داغ مادر/که فلک زهر دگر ریخت مرا سوخت جگر

· دیدم آن تاج سرم را که دو تا گشته سرش/بسته خونِ سر او هاله به دورِ قمرش

 بعد از آن بود دلم خوش که برادر دارم/به سرم سایه ی دو سرو صنوبر دارم

 غافل از آنکه غم و دردِ من آغاز شده/ به دلم تازه درِ غصه و غم باز شده

/ 70 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نجوای قلم

سلام[گل] والله که کار با آدمی زاد سخته..... به سختی آهنگ تیشه فرهاد در دل شب های بی کسی به سختی نقش های خاموش روزگاران بر دل نرم ِ سنگ به سختی دستان ِ همیشته باز اما غرق پینۀ انتظار به سختی شبناله های کوهستان تنهایی به سختی...........

حاج محسن

با تسلیت شهادت سیدالساجدین.ع ............................................. یک قافلۀ دل ، همه دلها مجروح از کوفه به سوی شام ، راه افتاده است تصویر حسین و پیکر صد پاره اش بر قلوب 72 ماه افتاده است

حاج محسن

یک قافلۀ دل ، همه دلها زخمی از کوفه به سوی شام ، راه افتاده است تصویر حسین و پیکر صد چاکش بر قلوب 83 ماه افتاده است

محمدعلی(ایران اسلام)

سلام چه عنوان خوبی انتخاب کردید... شاید بهترین راه نشون دادن نحوه ی قیام سید الشهدا’ باشه این کلام. به راستی که معنی حقیقی لااله الا الله بودند حضرت يا علي ريشه‌هاي در دل1

ماماني هستي (سايه صبور)

سلام مهربانم همه ميگويند :هر کس فریاد مسلمانی را بشنود که درخواست کمک کرده و او را اجابت نکند مسلمان نیست. پس چرا كسي فرياد مرا نميشنود؟

رویش سرخ

خدایا، من خواهان شهادتم، نه به این معنی که از زندگی کردن دراین دنیا خسته شده ام و یا خواسته باشم خود را از دست این سختی ها و نابسامانی های دنیوی خلاص سازم، بلکه می خواهم گناهانم بوسیله رنج کشیدن در راه تو و دادن چند قطره خون ناقابلم، بخاطر تو پاک گردد.

حاج علی

سلام ممنون از حضورتان و نظرات ارزشمندی که ارائه فرمودید . شما بنا ندارید به روز کنید؟ موفق و موید الهی باشید

حاج محسن

سلام بر بانوان ، مظاهر عفاف و پاکی؛که این روز ها پا به پای زینب کبری ناموس امیر المؤمنین ، شهر به شهر ، در بیابان های غربت ، با جامه های ژنده و ژولیده ، نگران مشتی بانوان و کودکان اسیر ، پرچم درهم شکستۀ حسین را ، بر دوشهای تازیانه خوردۀ شان ، صبورانه حمل می کنند ؛ مبادا خون عزیز زهرا ، که پایمال چهارپایان کوفی شده است ، در پای ستون های قصر یزید ؛ آن عصارۀ جاهلیت عربی ، مدفون گردد.

فرشته مهر

سلام خواهر خوبم مشتاق مطالعه مطالب جدیدتان هستم ...[گل]

آرش- اسلام در اروپا

«خدايا! به من دست و نيرويى ده تا بتوانم بر كسانى كه به من ‏ستم مى ‏كنند پيروز شوم، و زبانى عنايت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال بر مخالف چيره شوم، و انديشه ‏اى ده تا نيرنگ فكرى دشمن را درهم شكنم، و دست ‏ستمگران را از تعدى و تجاوز كوتاه سازم.» صحيفه سجاديه ترنم روز و شب اشك تو پرده از چهره تزوير ايل دشنه برداشت و سيل اشك تو، خانمان ظلم و ستم شان را ويران ساخت. اي تو معلم ايستادگي و صبوري! پيام آور ايثار و جانفشاني! و اين اشك غربتي است كه بر مظلوميتت از ديده عاشقان بر مزار بي شمع و چراغت جاري است. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين با سلام شهادت چهارمين اختر اسمان ولايت بر پيروان حضرتش تسليت باد