زینب جان!

 بچه ها با گریه به خواب می روند و تو مهیای نماز شب می شوی.

اما هنوز قامت نشسته ی خود را نبسته ای که صدای دختر سه ساله ی حسین به گریه بلند می شود.گریه ای نه مثل همیشه.گریه ای وحشتزده، بسان مارگزیده،گریه ی کسی که تازه داغ دیده.دیگران به سراغش می روند و در آغوشش می گیرند و تو گمان می کنی که هم الان آرام می گیردو صبر می کنی.

بچه بغل به بغل و دست به دست میشود اما آرام نمیگیرد.

پیش از این هم رقیه هرگز آرام نبوده است .از خود کربلا تا همین خرابه...لحظه ای نبوده که آرام گرفته باشد،لحظه ای نبوده که بهانه ی پدر را نگرفته باشد،لحظه ای نبوده که که اشکش خشک شده باشد،لحظه ای نبوده که با زبان کودکانه اش مرثیه نخوانده باشد.

انگار که داغ رقیه بر خلاف سن و سالش از همه بزرگتر بوده است.به همین دلیل در تمام طول راه و همه ی منازل بین راه همه ملاحظه ی اوراکرده اند به دلش راه آمده اند در آغوشش گرفته اند،دلداریش داده اند،به تسلایش نشسته اند و یالااقل پابه پای او گریسته اند.هربار که گفته است: کجاست پدرم؟کجاست حمایتگرم؟کجاست پناهگاهم؟

همه با او گریسته ان و وعده ی مراجعت پدر از سفر را به او داده اند .

هربار که گفته است: عمه جان از ساربان بپرس که کی به منزل میرسیم؟ - همه تلاش کرده اند که با نوازش او با سخن گفتن با او و با دادن وعده های شیرین به او،رنج سفر را برایش کم کنند.

اما امشب انگار ماجرا فرق می کند.این گریه با گریه ی همیشه متفاوت است.این گریه گریه ای نیست که به سادگی آرام بگیرد و به زودی پایان پذیرد.

انگار نه خرابه که شهرشام را بر سر گذاشته استاین دخترسه ساله...

فقط خودش گریه نمی کند با مویه های کودکانه اش همه را به گریه می اندازد و ضجه ی همه را بلند می کند.

تو هنوز بر سر سجاده ای که از سر بریده ی حسین میشنوی که می گوید:

(( خواهرم... دخترم را آرام کن!!!))

تو ناگهان از سجاده کنده میشوی و به سمت سجاد میدوی. او رقیه را در آغوش گرفته است و بر سینه چسبانده است و مدام برسرر و روی او بوسه می زند و تلاش می کند که با لحن شیرین پدرانه و برادرانه آرامش کند اما موفق نمیشود.

تو بچه را از آغوشش میگیری و به سینه می چسبانی و از داغی سوزنده ی تن کودک وحشت می کنی.

رقیه جان! رقیه جان! دخترم، نور چشمم! به من بگو چه شده عزیز دلم؟ بگو که در خواب چه دیده ای؟ تو رابه جان بابا حرف بزن...

رقیه که از شدت گریه به سکسکه افتاده استبریده بریده می گوید:

(( بابا، سر بابا را در خواب دیدم که در طشت بود و یزید بر لب و دندا ن و صورت او چوب میزد. بابا خودش به من گفت که بیا...))

گریه ی او، بی تابی او، و ضجه های او همه ی کودکان و زنان خرابه نشین را و سجاد را آنچنان به گریه می اندازد که خرابه یکپارچه گریه و ضجه میشود و صدا به کاخ یزید میرسد.

یزید که میشنود؛دختر حسین به دنبال سر پدر میگردد دستور می دهد که سر را به خرابه بیاورند...

                        ادامه دارد...

                                                   آفتاب در حجاب: سید مهدی شجاعی

/ 54 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

لبیک الهم لبیک...لا شریک لک لبیک ...ان الحمد و النعمه لک و الملک ..لاشریک لک لبیک ...... السلام علیک یا اهل بیت النبوه با سلام و درود فراوان بر شما حقیر دعوت به سرزمین وحی و مدینه النبی بهشت زمینی پیامبر و محرم شدن به حریم امن الهی و طواف به دور کعبه شدم از شما دوست عزیز شرمندم که بدلیل ذیغ وقت موفق به خداحافظی نشدم و از شماحلالیت می طلبم و چنانچه قابل باشم نائب الزیاره شما در مدینه منوره مسجد النبی و حرم امن الهی بودم و تمامی دوستان عزیز را یاد کردم و از برایشان طاوف انجام دادم و انشاالله که قبول حق قرار گیرد ....التماس دعا [گل]

رضا

لبیک الهم لبیک...لا شریک لک لبیک ...ان الحمد و النعمه لک و الملک ..لاشریک لک لبیک ...... السلام علیک یا اهل بیت النبوه با سلام و درود فراوان بر شما حقیر دعوت به سرزمین وحی و مدینه النبی بهشت زمینی پیامبر و محرم شدن به حریم امن الهی و طواف به دور کعبه شدم از شما دوست عزیز شرمندم که بدلیل ذیغ وقت موفق به خداحافظی نشدم و از شماحلالیت می طلبم و چنانچه قابل باشم نائب الزیاره شما در مدینه منوره مسجد النبی و حرم امن الهی بودم و تمامی دوستان عزیز را یاد کردم و از برایشان طاوف انجام دادم و انشاالله که قبول حق قرار گیرد ....التماس دعا [گل]

یک مادر داغدیده

سلام خواهر از همدردیت سپاسگزارم .خدا بچه هاتو حفظ کنه و عروسیشونو خبر بدی .

یک مادر داغدیده

سلام خواهر از همدردیت سپاسگزارم .خدا بچه هاتو حفظ کنه و عروسیشونو خبر بدی .

انتشارات حدیث قلم

اتفاقی فرخنده در عرصه ادبیات داستانی مجموعه ده جلدی داستان نویسی پیشرفته به قلم ابوالفضل درخشنده. تاکنون سه جلد از این کتاب منحصر به فرد منتشر شده است. نمایندگی انحصاری پخش در ایران انتشارات حدیث قلم. جهت سفارش و خرید کتاب و اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88214163-021 یا ایمیل آدرس Hadiseghalam@Gmail.com تماس حاصل فرمائید. درجلد اول کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته با تفاوت داستان با سایر قالب های نگارشی، روشهای یافتن فکر اولیه برای نگارش داستان، و سیزده زاویه دید (زبان روایت داستان) آشنا می شویم در این کتاب برای اولین بار در دنیا طرح درس زاویه دید دانای کل قائم به شخص به ساده ترین روش بیان گردیده است. درجلد دوم آموزش داستان نویسی پیشرفته برای اولین بار در دنیای ادبیات داستانی با نقش روانشناسی رفتاری در خلق شخصیت باورپذیر داستانی آشنا می شویم. در جلد سوم کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته ابزارهای پرداخت داستان و ویژ گی های ارکان داستان مورد توجه قرار گرفته است دراین کتاب برای اولین بار تعریف جدیدی از ابزارهای پرداخت ارائه شده است که می تواند در ریتم داستانی تاثیر شگرفی ایجاد کند.

انتشارات حدیث قلم

اتفاقی فرخنده در عرصه ادبیات داستانی مجموعه ده جلدی داستان نویسی پیشرفته به قلم ابوالفضل درخشنده. تاکنون سه جلد از این کتاب منحصر به فرد منتشر شده است. نمایندگی انحصاری پخش در ایران انتشارات حدیث قلم. جهت سفارش و خرید کتاب و اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88214163-021 یا ایمیل آدرس Hadiseghalam@Gmail.com تماس حاصل فرمائید. درجلد اول کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته با تفاوت داستان با سایر قالب های نگارشی، روشهای یافتن فکر اولیه برای نگارش داستان، و سیزده زاویه دید (زبان روایت داستان) آشنا می شویم در این کتاب برای اولین بار در دنیا طرح درس زاویه دید دانای کل قائم به شخص به ساده ترین روش بیان گردیده است. درجلد دوم آموزش داستان نویسی پیشرفته برای اولین بار در دنیای ادبیات داستانی با نقش روانشناسی رفتاری در خلق شخصیت باورپذیر داستانی آشنا می شویم. در جلد سوم کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته ابزارهای پرداخت داستان و ویژ گی های ارکان داستان مورد توجه قرار گرفته است دراین کتاب برای اولین بار تعریف جدیدی از ابزارهای پرداخت ارائه شده است که می تواند در ریتم داستانی تاثیر شگرفی ایجاد کند.

انتشارات حدیث قلم

با سلام دوستان عزیزی که اهل قلم هستند و تمایل به چاپ آثار یا نوشته های خود در هر سبکی به صورت شخصـــــی یا به صورت مجموعـــه ای دارند. این انتشارات آمادگی خود را برای چاپ آثار گرانبهای شما به صورت شخصی با کمترین هزینه و به صورت مجموعه فقط با چهل هزارتومان (40/000 تومان) اعلام میدارد. جهت اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88214163-021 یا ایمیل آدرس Hadiseghalam@Gmail.com تماس حاصل فرمائید. مدیر بازرگانی خانم.شُکری

یک مادر داغدیده

سلام خواهرمهربونم ممنونم از همه ی محبتهات الهی که هیچ مادری چنین داغی رو نبینه . فدات بشم همینقدر که به یادم بودی و برام نوشتی و همدردیم کردی صمیمانه سپاسگزاری میکنم . خدا الهی بچه هاتو حفظ کنه و نوه نتیجه هاتو بغل بگیری . بازم ممنون

مروارید عرفان

سلامی به سر سبزی بهاران [گل] جشن فرخنده فروردین است // روز بازار گل و نسرین است ! بهار پر طراوت بر تو نازنین فرخنده ومبارک باد ! مدتهاست که مرا بفراموشی سپرده ای [چشمک] بامید اینکه در پرتو الطاف بیکران خداوندی ، روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد ! بیصرانه انتظار قدوم مهربانت را دارم ! بهترینها در این سا ل نو همراهت باد ! دوست خوبم [قلب]

احمدی

سلام بر دوستان ! سلام بر بهاریان ! سلام بر عاشقان ! بهار در درون توست . بگذار قلبت شكوفه بزند و روحت سبز شود . بهار را باوركن ! بهار در رگ هاي تو جريان دارد . بهار در ني ني چشم هايت سوسو مي زند. بهار دركوچه باغ هاي ذهن من سرمي كشد. بهار در درون سينه ات خوابيده است. بهار را باوركن ! بهار را بيداركن ! بهار را صدا بزن ! بگذار قلبت شكوفه زند، روحت سبز شود و ذهنت از خواب زمستاني بيدار شود، بگذار از چشم هايت باران ببارد و از دست هايت رنگين كمان برويد عیدی خاصی برایتان دارم . خبر خوشی که مدتهابود به شما قول داده بودم و به تعویق میافتاد بالاخره تمام شد. چه شد؟ چه خبر ! خبر خوش بهار ! قاصدک ! قصه قاصدک ! خیال قاصدک ! درست حدس زده اید بالاخره " خیال قاصدک " را که دوسال پیش نوشته بودم چاپ شد…