آیات آسمانی


 

 

بار الها! تو خود شاهدی که زبانم را به درخواست های زودگذر دنیایی آلوده نساخته ام، چرا که در هنگام دیدنت آنقدر وقت کم می آورم که دیگر یادم نمی آید که از تو چه می خواستم... اگرچه، آنقدر بزرگی که اینگونه تقاضاها را هم می شنوی و اجابت می کنی...

یا قادر!  تو خود می دانی که در سختی مشکلات، به جزء درگاهت پناهگاهی نداشته ام و جزء تو کسی قادر به رفع آنها نبوده است...

 یا ممتحن! تو خود می دانی که در زمانهاییکه به من نعمت داده ایی، از همیشه مضطرب تر شده ام ، چرا که از این بیم داشته و دارم که تو با دادن این نعمت ها خواهان دوری من از خود هستی و دیگر نمی خواهی صدایم را بشنوی ...

یا حکیم!  بر درگاه پر عظمتت گَرد بدی و ناراستی نمی نشیند؛ تو سر و پا خوبی و خیر هستی و آنچه از سوی تو به انسان ها می رسد همه خیر و خوبی است... اگر مصیبت و سختی از سوی تو آید اگر از روی حکمت بلندت باشد که عین خوبی است و اگر ناشی از گناهانم باشد چیزی جزء بازتاب اعمالم نیست و ظلم خودم بر خودم است و مستحق آن...

یا حلیم! اگرچه سختی روزگار جسمم را رنجور و روحم را آزرده سازد اما هرگز نمی تواند حالم را نسبت به تو تغییر دهد؛ تو همه چیز من هستی، پس چگونه می توانم دوری گزینم از یادت...

  یا صابر! اگر در سختی های زندگی در کنارم نباشی، نابود و به کالبدی بی روح تبدیل خواهم شد...

یا رحیم! خدایا در سختی و شادمانی در کنارم باش تا به پشتوانه ی گرمی وجودت سختی ها را تحمل کنم و در شادی ها از خود بیگانه نشوم و تو را از یاد نبرم...

 یا مدبر! اگر نعمتی عطایم می کنی، به واسطه ی لطفت به من باشد، بیش از پیش مرا به خود نزدیک نموده ایی و شکر نعمتت بر من واجب می گردد ولی اگر این نعمت به خاطر گناهانم باشد و گمراه کننده ی من از تو ، من چه کنم؟ خدایا سختی و مشکلاتی که مرا به تو نزدیک تر کند بیش از نعمتی که مرا از تو دور کند دوست می دارم...

یا کریم! هرچه به من داده ایی و در آینده دهی، هر چه به من نداده ایی و در آینده نیز ندهی و هر آنچه که از من ستاندی و در آینده نیز بستانی همه از سر لطف و عنایت توست؛ پس صبورم دار در سختی و مشکلات و در شادی نعمت ها...

خدایا کمکم نما تا از آزمون هایت سربلند بیرون آیم که پس از قبولی در هر آزمون وجودم بسط می یابد و بدین واسطه کمی جای تو در دلم بازتر می گردد... تو بی نهایت بزرگی ولی به اندازه ی قلوب انسان ها کوچک می شوی تا تو را حس کنند، و در این بین هر که بیشتر با تو باشد و مطیع اوامرت روز به روز قلب او فراخ تر می گردد و وجودش بیش از پیش بسط می یابد و تو به همان اندازه در وجودش بزرگ تر می گردی... خدایا بعد از قبضی که برایم بوجود آمد، بسطی عطایم کن تا مثل همیشه راضی به خواست هایت باشم و با نعمت عقل که موهبت توست، در سیطره ی حاکمیت مطلق تو زندگی کنم؛ تا بدین طریق به کمال رسم و سوی تو بازگشت نمایم... خدایا کمکم کن که نه در مصیبت های روزگار تو را ترک گویم و نه در شادکامی های ایام فراموشت کنم؛ چرا که تو برایم همه چیز هستی... زتو جزء تو نخواهم.

 

 

ای نگار

بی گل رویت پریشان روزگارم

مضطرب احوال وبی صبر وقرارم

ای نگار

 ای بت سیمین برم رخسار خود بنما عیان

 

شد برون از کف زهجرت اختیارم

 

ای نگار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد 

پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧ | ٩:٠٢ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |
Design By : nightSelect.com