آیات آسمانی


خاطرات حج تمتع

قصد دارم با نگارش خاطراتم  بار دیگر کبوتر دلم را به طواف حرم حضرت دوست فرستاده و در صحرای عرفات به پرواز در آورم تا شاید به روی
شانه مسافری که در راه حج دارم نشسته و بوسه ای بر پیشانی او ، که به قصد عبودیت بر خاک سرزمین کعبه ساییده است برداشته و یاد مرا در این سفر در خاطرش زنده کند.

   سال ١٣٨٣  

مکه معظمه هشتم ذی الحجه

  عصر روز هشتم ذی الحجه باید آماده ی سفری پنج  روزه برای وقوف در عرفات و مشعر می شدیم .

احرام بستیم 

جامه های فانی و خوش زرق و برق را از تن بدر کرده و دلهایمان را به خلعت تسلیم آراستیم آنگاه با دلی دردمند و جگری سوخته برای پالایش روح و تهذیب نفس عازم سرزمین عرفات1 شدیم.

« بدایه العرفات » . دیدن این تابلوی بزرگ نوید می دهد که به عرفــــــات ر سیده ایم . حال و هوای عجیبی داشتیم

من و خیلی از همسفرهایم برای اولین بار بود که وقوف در عرفات رو تجربه می کردیم. نصیب همه آرزومندان انشاالله

عرفات در خارج از محدوده ی حرم است و وقوف در آن ، یعنی بیرون رفتن حاجی از محدوه ی حرم و باز گشت به درون حرم تفسیر شده است . در ادوار مختلف تاریخی و تا به امروز اطراف عرفات را با علائم و تابلو به طور دقیق مشخص کرده اند .در باره نامگذاری این منطقه به عرفات ، چهار نکته گفته اند.1 

 وقوف در عرفات (از طلوع خورشید روز نهم تا غروب همانروز)

ظاهر عرفات بیابان بی آب و علفی می باشد که زائران  برای وقوف در آن سرزمین به زیر اندازی که بر روی شنها و خار و خاشاک پهن شده بسنده می کنند و به نجوا و راز و نیاز می پردارند.

اما باطن آن بیابان خشک اقیانوس رحمت پرودگار است که هر کس بقدر عطش و اشتیاقش از آن بهره مند می شود.خضوع و خشوع در مقابل معبود یک اصل مهم برای درک و شناخت است .

 وقوف در عرفات غیرزدایی ست و بس

 یعنی همه چیز یار

فقط یار و فقط یار و فقط یار

انبوه سفید پوشانی که فوج فوج به خیل عظیم جمعیت حاضر در عرفات می گرویدند عرصات محشر را برایم تداعی می کرد.حال عجیبی داشتم.

کاروانهای استان تهران همه در یک راستا مستقر شده بودند. خیلی از همکاران و دوستانم اون سال به حج مشرف شده بودند و تو عرفات حضور داشتند. فرصت خوبی بود که دیدارهامونو تازه کنیم. ملاقات آدمهای زمینی تو حال و هوای آسمونی دیدن داشت.

محل وقوف حجاج در عرفات

جبل الرحمه

« جبل الرحمه » در شمال شرقی عرفات قرار دارد و مستقل از کوه هایی است که منطقه را درحصار خود گرفته اند. در فقه شیعه ، در زمان وقوف که در روز نهم ذی حجه از ظهر شرعی تا مغرب شرعی ست صعود به کوه عرفه کراهت دارد.  در جایی خواندم که روایت شده بود که رسول خدا«ص» خطبه حجه الوداع را بر فراز این کوه ایراد کرده اند.

همچنین نقل است امام حسین (ع) در این مکان حج تمتع را به حج عمره تبدیل کرده و دعای عرفه را در دامنه جبل الرحمه بجا آورد و عازم سرزمین کربلا شد.

سفر از کعبه گل به کعبه دل

 

   

   روز عرفه خیل زائرانی که در حال صعود به جبل الرحمه هستند صحنه های زیبا و بیاد ماندنی را از خود بیادگار می گذارند. دیدن آن صحنه ها از خود بیخودم می کرد عاشقانی که با دستهای رو به آسمان بر افراشته ارتفاعات را بسختی طی می کردند تا به اوج برسند تصویری از عروج آسمانی و ملکوتی انسانهایی را که از زمین و از خاک کنده شده بودند و بخدا پیوسته بودند رو  برایم تداعی می کرد .

 بزحمت تونستم خودم رو به ارتفاعات این کوه برسونم تخته سنگهای خیلی بزرگ و مرتفع نقش پلکان صعود رو داشتند. بالاخره خودم رو اون بالا دیدم احساس میکردم اینجا جایی هست که خدا دست نوازشش رو بر سرم میکشه راز و نیاز با خالق در ابتدایی ترین نقطه خلقتش حال و هوای قشنگی داشت ، احساس می کردم دین سنگینی نسبت به کسانی که اینجا حضور ندارند رو دوشمه، دوست داشتم به نیت تک تک کسانی که آرزوشون بود اینجا باشند اما نبودند نماز بخونم.

 برای تمام کسانی التماس دعا داشتند و نداشتند دعا کردم برای پدر و مادر و خانواده ام عافیت و عاقبت بخیری طلبیدم. خدا قبول کنه انشاالله

اذان صبح نزدیک بود باید برای نماز آماده می شدم جبل الرحمه رو به سمت محل استقرارمون ترک کردم و برای راز و نیاز یه گوشه دنجی رو انتخاب میکردم.

   آنجا همه چیز رنگ و بوی خدا داشت.  

عرفه مقدمه ای است برای مشعر ، عرفات یکسر معرفت است و شناخت ، میزان شناخت انسانها به میزان یقین و خشوع و خضوع آنها در برابر آفریدگارشان  دارد. عرفات محلی برای رستن و آراستن است. رستن از رذائل و بدیها و تخلیه روح و روان از هر نوع کینه و عداوت و خودخواهی و آراستن به فضائل اخلاقی. زائرانی که با عشق و ایمان به خودسازی می پردازند قطعا به درجه ای از خلوص والاتری خواهند رسید. وقوف بر روی خاک در بیابان بی آب و علف اگر با توجه به زوایای باطنی و ملکوتی این عمل انجام شود جلا و زیبایی و آرامش درونی را برای حاجی به ارمغان می آورد و شعور و شهود مشعر را برایش قابل درک خواهد ساخت.

  وقوف در عرفات یعنی: ترک ماسوی الله

یعنی: ترک غیر الله یعنی تربیت و پرورش نفس برای رسیدن به کمال

یعنی: خاک شدن و خود را همسان خاک کردن و از خاک تا خدا پرواز کردن ، از منییات گذشتن و به خدا پیوستن

 وقوف در عرفات یعنی: اعتراف ، یعنی راز خود را با خدا افشا کردن ، اقرار کردن ، یعنی سنگ خود را با خداوند وا کندن

وقوف یعنی: فاصله ها را کات کردن ، از فرش تا عرش پرواز کردن

وقوف در عرفات یعنی معرفت نسبت به انبیا و اوصیا ، یعنی امام عصر خود را فریاد کردن

 اینجا باید به خودشناسی برسیم باید اعمالمون رو سنجه بزنیم و بعد برای خودمان بها تعیین کنیم اگر بی ارزشیم و بهایی نداریم! چرا؟ باید دست به دامن پروردگارمان شویم ، نزد خدائی که به پیدا و پنهان امورمون واقف هست اعتراف کنیم ، اقرار کنیم که خطا رفته ایم اما پشیمانیم ، طلب آمرزش و مغفرت کنیم. بی شک اگر کسی با نیت خالص و پاک خالقش را صدا بزند لبیک خالقش را می شنود.

 عرفات سر زمینی است که در آن خالق و مخلوق هر دو به ندای هم لبیک می گویند. این باور و یقین من است.

 

صحرای عرفات جای عجیبی بود که در آن فقیر ، غنی ، درویش و توانگر همه یکسان بودند. دارایی همه دو تکه پارچه ساده و یکرنگ ، عاری هر از هر نوع آب و رنگ

گلیمی که در بیابان بر روی خاک ، شن ، و علف پهن شده بود همه رو کنار هم قرار می داد . اونجا دیگه بالا دست و پایین دست وجود نداشت.

 انجا فاصله بین خالق و مخلوق به دست مخلوق رقم می خورد. مسافتی از فرش تا عرش. هر کس بسته به قابلیت و توان خود مسیرش را مشخص خواهد کرد و رابطه اش را رقم خواهد زد.

 خلوت زیبایی با معبودم داشتم تو همون حس و حال بودم که شروع مراسم برائت رو اعلام کردند. با دوستانم به سمت چادرهای بعثه راه افتادیم و با شعارهایمان برائتمان را اعلام کردیم. 

 وقوف در عرفات ، بمنزله تلاش برای اخذ پذیرش  می باشد.

 پذیرش یعنی رسیدن به درجه ای از شناخت و معرفت نسبت به خود و خدای خود.

  شناخت مقدم است بر شعور

بنابر این برای رسیدن به شعور و شهود(مشعر) ابتدا باید شناخت رسید.

 عرفات از بهترین مکانها براى استجابت دعاست و بهترین دعاها در آن مکان دعاى معروف ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) و امام زین العابدین ( علیه السلام ) در آن روز است .

بعد از ظهر روز نهم برای خواندن دعای عرفه دوباره عازم چادرهای بعثه رهبری شدیم.

خیلی ها هم در چادر ماندند و در کنج وجودی خودشون با معبود خود خلوت کردند و  به دعا و انابه و استغاثه مشغول شدند.

نقل است که:

 وجود مبارک حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن ـ عجّل الله تعالی فرجه الشریف ـ هر سال در مراسم حجّ حضور دارد و در عرفات و منا حاضر است.

نزدیک اذان صبح بود که با یکی از همسفرهای بسیار عزیزم به قصد زیارت آقا امام زمان (عج) چادر را  ترک کردیم. اما... 

باید که جمله جان شویم

تا لایق جانان شویم 

      قسمتی از مناجات امام سجاد در روز عرفه:

    منم گرفتار رنج دراز ( در دنیا به سبب نگرانی و ترس از آنچه بجا آورده و در آخرت بر اثر کیفر گناهانی که مرتکب شده ام ).صحیفه سجادیه یکی از کتب محبوب من است که همه جا  همراهم بود.

 

  بعد از غروب افتاب به سمت مشعر الحرام حرکت کردیم ترک سرزمین عرفات برایم دردناک بود. خداحافظ ای سرزمین نور و یکرنگی.

 تا اینجای سفر "وقوف در عرفات" قشنگترین حس رو بهم داده بود از اولین لحظات ورود به عرفات اشک امونم نمی داد همون حس مشترک که تو  نجف اشرف هم داشتم. اشک رو دوست دارم چون ذلالم میکنه و به قلبم جلا می بخشه.

یه جور حس قرابت پیدا کرده بودم . خدایا میتونه معنی پذیرفته شدن داشته باشه؟ زیباترین خاطراتم تو این سرزمین رقم خورد در بین آدمهایی که پوست انداخته بودند و یا به نوعی استحاله شده بودند تو فضایی که با یکرنگی و صداقت عطرآگین شده بود.

  حرکت به سوی مشعر٢ یا مزدلفه٣

 
   
         اءَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فاذْکُرُوا اللّه عِنْدَالمَشْعَرِ الحَرامِ).

 یعنى : ((هنگامى که از عرفات کوچ کردید، در مشعرالحرام خداوند را یاد کنید)).

ترافیک و ازدحام جمعیت خیلی شدید بود.

بنابر فتوای علما زنها، بچه ها، بیماران، افراد ضعیف، سالمندان و افرادى که آنها را مراقبت و پرستارى و راهنمایى مى کنند مى توانند بعد از نصف شب از مشعر خارج شوند.

بنابر این وقوف ما طولانی نبود.

مستحب است که سنگ مورد نیاز برای رمی جمره از مزدلفه تهیه شود.

ما هم از فرصت استفاده کرده و سنگهایی را برای رمی جمره جمع آوری کردم.

  10 ذی الحجه" عید قربان "ورود به سرزمین منا4

دلم بی قرار خدا بود با دعا دلم رو آروم میکردم. همسفرهای عزیزم تا صبح به راز و نیاز و دعا مشغول بودند.

منا  صحنه ای زیبا و باشکوه از طاعت و عشق ورزی بود.

دلهایی که بواسطه درک عرفات و مشعر جلا گرفته بودند اینبار در منا گرد هم آمده بودند تا عهد وپیمان

و با علم به عشق رسیده بودند. وقت آن بود که مناجات و دعا روحشان را از فرش تا عرش و از خاک تا خدا پرواز دهند.

بیاد همه ملتمسین دعا بودم.

      بهترین مکان و زمان برای استجابت دعا همینجاست که قلبها همه مالامال از عشق معبود است.  

 امام رضا«ع» می فرماید: منا را از آن جهت «منا» می خوانند که جبرئیل به ابراهیم(ع) گفت: هرچه از خداوند می خواهی، آرزو کن. ابراهیم از خداوند خواست به جای ذبح فرزندش، قوچی را بفرستند تا به عنوان فدیه اسماعیل، آن را ذبح کند و خداوند آرزوی او را برآورده کرد.

 

ضعف و بیماری بشدت بر من غالب شده بود به طوری که برای انجام مابقی اعمالم نیاز به مساعدت و همراهی دوستانم داشتم. این بیماری و تحمل درد با اینکه قدرت جسمی ام رو به صفر رسونده بود اما خیلی رضایت بخش بود حس میکردم در کانون توجه پروردگارم قرار دارم و بیشتر از هر وقت دیگر تحت نظرش می باشم ، دست نوازشش رو احساس میکردم چرا که باور داشتم این میهمانی ضیافت الله است و من حقیر ضیوف الرحمان. تکریم و توجه و احترام به میهمان از آموزه های دینی ما می باشد بنابر این قطعا معبودم هوای میهمانش را بیشتر از هر وقت دیگری دارد.

نمی دانم چرا؟ اما این حس واقعی من بود و بسیار لذتبخش.

بالاخره اعمال حج رو به انجام رسوندم. خدا رو شکر که توفیق بهره مندی کامل از اعمال حج از من سلب نشد.

  

عید قربان ، منا4رمی جمره5

  در حدیثی از امام صادق «ص» آمده: علت رمی جمرات آن است که شیطان در محل جمره بر ابراهیم ظاهر شد. جبرئیل از ابراهیم خواست تا هفت سنگ به او بزند و با زدن هر سنگ تکبیر بگوید. ابراهیم«ع» چنین کرد و این سنت شد.

 ساعت پنج صبح روز دهم ذی الحجه ابتدا ما جوونترها برای رمی جمره راه افتادیم که در فرصت بعد نتونیم به افراد مسن و ناتوان کمک کنیم. نم نم باران رحمت الهی نازل شده بود و شادابی و امید خاصی را به زائران القا کرده بود. بنظر می رسید این باران پیام آور رحمت پروردگار باشد که یعنی بندگانم بدیها و گناهان شما عفو کردم و با باران رحمتم شما را تطهیر بخشیدم.

ازدحام جمعیت خیلی زیاد بود به زحمت تونستیم این مرحله از اعمال حج رو انجام بدیم. نیت از رمی جمره دل کندن از آمال و آرزوهای زودگذر زمینی در این جهان و پرکشیدن به سوی افلاک و معراج قرب الهی است.

شیرینی این سفر برایم با دعاهای صحیفه سجادیه مضاعف شده بود. هر گاه با اراده قلبی به سمت دعاهای صحیفه سجادیه رفتم نتیجه گرفتم. بعد از رمی جمره باز هم به امام سجاد تمسک جستم تا از شر پلیدیها در امان بمانم.

دعاهای امام امام سجاد همه جا ورد زبونم بود.

دعای امام سجاد (پناه بردن به خدا از شر شیطان) 

1) بار خدایا ما ( خداپرستان ) به تو پناه می بریم از تباهکاریها ( یا وسوسه ها ) ی شیطان ( آفریده شده از آتش ) رانده شده ( از رحمت ) و از حیله و چاره جویی و مکرهای ( گوناگون ) او ، و از اطمینان به آرزوها ( یا دروغها ) و وعده ها و فریب و دامهای او

 یکی از شگفتیهای رمی جمره هر کس سنگ پرتاب شده خودش را در بین هزاران سنگ تشخیص می دهد.

در مسیر بازگشت به چادرهای منا سری به مسجد خیف6 زدیم این مسجد از مهمترین و تاریخی ترین مساجد منا می باشد. درب این مسجد را در ایام حج تمتع و فقط برای چند روز باز می کنند. در روایات معصومین «علیهم السلام» توصیه شده که: بکوشید در مسجد خیف نماز بگذارید، چرا که در آن هفتاد پیامبر نماز خوانده اند. در نقلی هم آمده که مسجد خیف مدفن آدم«ع» است.

در مسیر منتهی به مسجد و حتی در خود مسجد جا برای سوزن انداختن هم نبود. زائران کشورهای عربی و آفریقایی در این مسجد و خیابانهای اطراف اسکان کرده بودند. متاسفانه احترام و حرمت مسجد اصلا رعایت نمی شد.  اگر خدا قهرش نگیره میخوام بگم بس که محیط را آلوده کرده بودند به زحمت دو رکعت نماز به جا آورده و سریع براه افتادیم.

از رمی جمره که بر گشتیم از فرط خستگی و بیخوابی در حال استراحت بودم با صدای مدیر کاروان به خودم اومدم که اسمم رو جزو افرادی که قربانیشان ذبح شده بود اعلام کرد! اشک در چشمانم حلقه زد بود خدا قبول کنه انشاالله!

 انشالله که بتونیم به معنای واقعی دیو هوسها و آرزوها و آلام دنیوی و زود گذر رو سر ببریم و خودمون رو از منیت ، غرور و خودخواهی رها کرده و به چیزی فراتر از چند روز زندگی موقت در دنیا فکر کنیم و برنامه بریزیم.

لحظه زیبا و بیاد ماندنی بود. 

همه آدمها رنگ و بوی خدایی گرفته بودند. تداعی گر مدینه فاضله نبی اکرم(ص) بود.

قربانى در ظاهر، کشتن و ذبح یک حیوان در منى است ، ولى در واقع و حقیقت ، داراى اسرارى است که ما به برخى از آنها اشاره مى کنیم :
قربانى حیوان اشاره به قربانى و ذبح حیوانیت انسان دارد؛ یعنى به انسان مى آموزد که باید براى رسیدن به کمال انسانى ، نفس حیوانى خویش را در همینجا بکشد و قصد کند که دنبال هوا و هوس نفس نرود و در قیامت خود را از آتش جهنم نجات بدهد.

   امام سجّادعلیه السّلام به ((شبلى )) مى فرماید: ((آیا هنگام قربانى ، نیت کردى که حنجره طمع را ذبح مى کنى ؟ و آیا نیت کردى که با این عمل از سنّت ابراهیم علیه السّلام پیروى مى کنى که پسرش و میوه قلبش و گُل سرسبدش را براى خداوند قربانى نمود؟))
او گفت : نه .
امام سجّادعلیه السّلام فرمود: ((پس تو قربانى نکرده اى )).

 یاد لحظاتی افتاده بودم که در جوار ضریح اباعبدالله و در کمال ناباوری ، این سفر آسمانی رو ازش طلب میکردم! شاید اون اولین خواسته ای بود که برای خودم طلب کردم.

جای حاج رحیم و همسرش خیلی خالی بود. قرار بود با خانواده ایشان به خانه خدا مشرف شویم. اما او زودتر از موعد به لقاالله پیوست.(روحش شاد)

خدایا! تو به‏ من این یقین را داده‌ای که برای همیشه نفسم را قربانی کنم.

پس از قربانى ، باید سر را تراشید و یا مقدارى از ناخن یا موى خود را گرفت .

ما خانمها باید تقصیر و کوتاه نمودن ناخن این مرحله را نیز به پایان رساندیم این مرحله نیز همچون اعمال قبلی نمادی بود ازسرّ عمل حلق و یا تقصیر این است که وقتى انسان موفق به انجام حج مى شود و براى توّلدى دوباره و کسب روحى خالى از هر گناه به نزد خداوند پناه مى آورد، ابتدا با وجودى ظلمانى بر خداوند وارد مى شود و خداوند در این مدت ، او را از استفاده بعضى نعمات محروم مى کند. پس از انجام اعمال حج ، آن وجود ظلمانى ، تبدیل به وجود نورانى مى شود و به تعبیر دیگر، قبل از اعمال حج ، نفس انسانى در خدمت شیطان و مهمان او بود، ولى پس از انجام اعمال حج نفس او مهمان خداوند شده و تبدیل به وجودى نورانى مى شود. حلق و یا تقصیر، علامت آن تبدیل و میهمانى خداوند است .

  خدایا شکرت

معبودم از تو استمداد و مدد می جویم تا بتوانم به عهد و وفایم با تو ای قادر توانا وفادار بمانم و از اعمالی و رفتار و گفتاری که خشنودی تو را بهمراه ندارد و مرا از تو دور می کند بپرهیزم.

روز یازدهم و دوازدهم (ایام تشریق) را باید در منا بیتوته می کردیم. شبها و روزهای بیاد ماندنی بود حلاوت و شیرینی غیر قابل وصفی در عباداتمان نمود پیدا کرده بود.

 بعد از اتمام اعمالمان در منا می بایست به مکه باز می گشتیم و پنج عمل دیگر را نیز انجام میدادیم.

مدیر کاروان افراد مسن و ناتوان کاروان را با اتوبوس راهی مکه مکرمه کرد. ما جوانترها می بایست پای پیاده تا مکه می رفتیم. انروز بارندگی شدید ایجاد سیل کرده بود و حجاجی که با ماشین عازم مکه بودند بسختی و با تاخیر زیادی به مقصد رسیدند.

 

1 طواف حج .
2 نماز طواف حج .
3 سعى بین صفا و مروه .
4 طواف نساء.
5 نماز طواف نساء.

 قبل از عزیمت به سرزمین عرفات و منا مدیر کاروان بر اساس تجربیاتی که داشت مانع از بازدیدها و زیارتهای جانبی زائران شد. معتقد بود که انرژی شما باید برای انجام فرائض حج ذخیره بماند.

قرار شده بود بعد از فارغ شدن از اعمال حج بازدید از اماکن مقدس مکه مثل غار حرا و شعب ابی طالب و ... انجام بشه به علت بدحالی و ضعفم از زیارت این مناطق محروم ماندم.

طـواف وِداع

1 ـ براى کسى که مى خواهد از مکّه بیرون رود مستحب است طواف وداع انجام دهد .

2 ـ طواف وداع نیز هفت شوط است و انجام نماز آن هم مستحب است .

3 ـ مستحب است که از خداوند متعال توفیق مراجعت را بطلبد.

بارالها تو را به این حرمت و احترام این سرزمین مقدس جانبازان و بیماران ما را شفا عنایت بفرما و به آنها لباس عافیت  بپوشان.

معنــــویت از در و دیـــوار نیست...

از سر گردش چونان پرگار نیست...

انچه دیگرگون کند احـــــوال و حال

جز ز صاحب خانه و دلدار نیست... 

توسط: اعظم شادکام

  الهی من لی غیرک

  پاورقی:

1در زمینه نامگذاری این منطقه به عرفات، چهار نکته نقل شده است: 1- وقتی حضرت جبرئیل مراسم حج را به آدم«ع» یا به ابراهیم«ع» آموخت، در پایان به او گفت: عرفت؟ آیا شناختی؟ 2- آدم و حوا بعد از اخراج از بهشت، در این منطقه یکدیگر را یافتند (تعارفا). 3- مردم در آنجا به گناهان خود اعتراف می کنند. از امام صادق«ع» درباره نامگذاری عرفات سؤال شد، فرمودند: جبرئیل در ظهر عرفه از ابراهیم پرسید: ای ابراهیم! به گناهان خود اعتراف کن و مناسک را بشناس. 4- گروهی هم عرفه را به معنای کوه گرفته اند.

2واژه ((مشعر؛ یعنى محل درک و شعور)). و وقوف در مشعر، به معناى وقوف و دقت در محل شعور است . و ممکن است اشاره به مشاعر و قواهاى نفس و ترتیب مراتب کمال باشد؛ زیرا مراتب کمال عبارتند از: تجلیه ، تخلیه ، تحلیه و فناء.
((تجلیه ))
؛ یعنى جلا بخشیدن نفس با پذیرش دین مبین اسلام و رعایت حلال و حرام .
((تخلیه ))
؛ یعنى زدودن هرگونه گناه و صفت رذیله از نفس .
((تحلیه ))
؛ یعنى جایگزینى صفات نیک و پسندیده در نفس .
((وقوف در عرفات )) اشاره به مرتبه تخلیه دارد؛ زیرا انسان در آنجا باید با دعا و استغفار، نفس خویش را از هر گونه آلودگى پاکسازى نماید. و ((وقوف در مشعر))
اشاره دارد به مرتبه تحلیه ؛ زیرا در این مکان ، انسان تمام مشاعر و قواهاى نفس را باید در خدمت خدا گرفته و آنها را با فضیلتهاى نفسانى و رحمتهاى خداوند آشنا نماید.
و علت نامگذارى مشعر به ((مشعرالحرام )) این است که این مکان ، جزء حرم مى باشد.(برگرفته از سایت غدیر)

3الف : واژه ((مزدلفه )) از ((ازدلاف )) مشتق گرفته شده است و ((ازدلاف )) به معناى تقدّم است . و چون مشعرالحرام مکانى مقدّم بر منى است ، نام آن را ((مزدلفه )) گذاشته اند.
ب : ((ازدلاف )) یعنى ((تقرّب ))، و چون در این مکان ، مردم به خداوند تقرّب مى جویند لذا ((مزدلفه ))
نامیده شده است .(سایت غدیر)
منا میان دو کوه به طول حدوداً 5/3 کیلومتر و عرض تقریبی پانصد متر قرار گرفته و انتهای آن به مکه ختم می شد.

5در منى سه ستون سنگى وجود دارد که وقتى انسان از مشعر به منى مى رود، آنها را در آخر منى مى بیند. ستون اوّل از طرف مشعر، ((جمره اولى )) و ستون دوم ((جمره وسطى )) و ستون سوّم ((جمره عقبه )) نام دارد.
در روز دهم ذیحجه باید حجاج هفت عدد سنگ به ((جمره عقبه )) بزنند. و در روز یازدهم و دوازدهم باید ابتدا ((جمره اولى ))، سپس ((جمره وسطى )) و بعد ((جمره عقبه )) را سنگ ((ریگ )) بزنند.

6طول این مسجد 182 و عرض آن 130 متر و مساحت آن 23660 متر مربع است.خیف به محلی اطلاق می شود که از شدت شیب کوهستانی بودن آن کاسته شده اما هنوز به شکل دشت در نیامده است.

 

دل بدست آور که حج اکبراست
از هـزاران کعبه یکدل بهتر است

کعــبـــه بنـــیاد خلیـل آزر است
دل گـذرگـــاه جلــیل اکــــبر است.

 ما یک کعبه گِل داریم و یک کعبه دل. کعبه گل وقتى ارزش دارد که ما را به کعبه دل برساند. کعبه گل قبله خلق است و کعبه دل تجلیگاه حق، کعبه گل خانه خداست و کعبه دل خداوند خانه است. اولى حج خانه خلیل است و دومى حج حرم جلیل. این دو حج به کلى متفاوتند.

پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |
Design By : nightSelect.com