آیات آسمانی


دهه مبارک قربان تا غدیر ، عید اضحی و بندگی تا عید ولایت و امامت بر محبان و شیفتگان ائمه علیهم السلام مبارکباد.

غزه در آتش می سوزد.

 این کلیپ ارزشمند توسط مدیر سایت وزین اسلام در اروپا طراحی شده است.

کجایند مدعیان دروغین حقوق بشر!!!

 از « گلدامایر » نخست وزیر اسبق رزیم وحشی پرسیدند بدترین و بهترین روز عمر سیاسیت چه روزهایی بوده ؟
پاسخ داد :" بدترین و شوم ترین روزعمرم روزی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم . و بهترین روز عمرم فردای روزی بود که مسجد را به آتش کشیدیم ."
پرسیدند دلیل چیست ؟
گفت :" روزی که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم از وحشت و ترس اینکه مسلمانان دنیا همه ما را قلع و قمع کنند و همه ما را به دریا بریزند به خود میلرزیدیم .
و بهترین روز عمرم فردای آن روز بود که دیدیم حتی نفسی از کشورهای مسلمان برای اعتراض به ما در نیامد ."

غزه همچنان در آتش و خون می سوزد.

برای نابودی اسرائیل احتیاجی به بمب اتم نیست. همان طور که امام راحل فرموده اند، اگر هر کدام از مسلمانان یک سطل آب روی اسراییل بریزند، این رژیم غاصب محو خواهد شد. مهم اتحاد و همبستگی میان مسلمانان است.

رسول خدا (ص) فرمودند:
»من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم‏«
هر کس فریاد مسلمانی را بشنود که درخواست کمک کرده و او را اجابت نکند مسلمان نیست.

بمب گوگلی غزه را مشاهده کنید. 

کربلای امروز ، غزه است و اسلام امروز ، مظلوم ­تر از آنچه در ۶۱ هجری بود. یزید امروز ؛ آنکه فرمان کشتن مسلمانان میدهد، عمر سعد امروز ؛ هر آینه همان که می­ کشد برادر و خواهرانمان را در غزه و قانا و کابل و بصره و …، و حسین امروز؛ همان که دست به کمر زده از کمبود یاور و فراق یار ، و ما حسینیان ؛ خوابیده و تکیه زده بر دیوار ، که «مردی از خویش برون آید و کاری بکند.» ادامه مطلب را اینجا بخوانید.

" 24 آذر سال 61"آنشب سوز و سرما و کولاک بیداد میکرد.

در خبر استان اعلام شد گروهی از رزمندگان اسلام ، که در حال باز گشت به آغوش خانواده هایشان بودند در کمین دشمنان خود فروخته (کمله و دموکرات) به دام افتادند و به شهادت رسیدند. محمد و همرزمش حسین مجروح شده اما به طور معجزه آسایی زنده مانده بودند. شهید حسین کرمی که بعدها در عملیات بدر به شهادت رسید حادثه آنروز را اینگونه وصف می کرد:

ساعت ۴:٣٠ دقیقه عصر بود که به دستور فرمانده گروهان اسلحه ها را تحویل داده و به راه افتادیم هنوز از قرارگاه فاصله چندانی نداشتیم که به کمین دشمن بر خوردیم آنها بیرحمانه در جلوی مینی بوس سد شدند بدون اینکه کسی را از ماشین پیاده کنند با قصاوت تمام همه را برگبار بستند و بخیال آنکه همه را بشهادت رسانده اند محل حادثه را ترک کردند و رفتند محمد از ناحیه بازوتیر خورده بود و خون زیادی از او می رفت او را کشان کشان به پشت یک تپه برفی بردم چون  خونریزی زیادی داشت ناچار شدم لباس زیرم را در آورده و به بازوی محمد ببندم تا بلکه خونریزی کمتر شده و او شب را به صبح رسانده و زنده بماند.

ضعف و خونریزی ناشی از مجروحیت قبلی اون تو در عملیات فتح خرمشهر و خونریزی این مجروحیتش تاب و توانی مقاومت براش نگذاشته بود. محمد آنشب در آغوش شهید حسین به ندای حق لبیک گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. حسین از لبهای عطشان محمد می گفت.

می گفت: خون محمد با برف و یخ ، آمیخته شده و دریاچه ای را تشکیل داده بود.

اما تقدیر برایش اینگونه نوشته بود که بسان شهدای کربلا عطشان از دنیا برود.

"بر لب چشمه لب تشنه که دیده"

محمد می گفت در عملیات بیت المقدس وقتی ترکش به قلبم اصابت کرد خودم را در اوج آسمانها دیدم بنظرم می رسید که دارم پرواز می کنم.

 وی از اوج شیرینی و حلاوت پروازش تو آسمونها می گفت. می گفت نمی دونم چرا شهید نشدم.

مدتی خلوت نشین کوی دوست شده بود و فقط به راز و نیاز و استغاثه مشغول بود و بی تاب وصال. وقتی برای دومین بار به منطقه اعزام می شد. شک داشتم  که خدا دست رد به سینه اش بزند.

 روحشان شاد و راهشان پررهرو باد

 اگر مایل بودید فاتحه ای را برای شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا قرائت فرمائید.

یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧ | ٢:٥٥ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |
Design By : nightSelect.com