آیات آسمانی


ایام بر فجر آفرینان مبارک

 

نهالی که در بوستان سبز امامت و ولایت غدیر  به

دست نبی به خاک نشسته و با خون سرخ هزاران شهید از شهدای کربلای حسین  آبیاری شده بود سر انجام در روزهای سرد و سفید پوش بهمن سال ۱۳۵۷ ببار نشست.

 

؛دیو چو بیرون رود فرشته در اید؛

 

 

 

[یا ابا عبدالله]

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الملائِکَةِ المُضاجِعین.

 

*سلام بر تو و بر فرشتگان سر بر آستان نهاده ات* (زیارت ناحیه مقدسه)

 

اگر به تأخیر انداخته مرا روزگاران، و بازداشت مرا از یاری تو تقدیر الهی، و نبودم تا بجنگم با کسانی که با تو جنگیدند،  و با آنان که با تو به دشمنی برخاستند،به دشمنی بر خیزم، [در عوض] بر تو زاری می کنم صبح و شام، و از دیده روان می سازم خون به جای اشک برای تو، می گریم برای تو بهترین، می گریم به عنوان حسرت بر تو ، می نالم  به عنوان تأسف بر آنچه که بر تو و اهل بیت تو و یاران تو وارد شد، می سوزم و  اشک می ریزم بر حال و روز خود، آرزو دارم با سوز دل برای مصائب وارد شده بر تو ای سید الشهدا بمیرم. بمیرم به مصیبتهای جانفرسا و غصه جانکاه تو ای فرزند زهرا.

 هر ساله با فرا رسیدن ماه محرم شوری جانسوز وجود شیعیان اهل بیت (ع) و شیفتگان عدالت و آزادگی را می گدازد. چرا که کربلا حدیث شوریدگی و عاشقی و یاد قهرمانانش الهامبخش مبارزه بر علیه ظلم و ظالمان در همیشه تاریخ است.ابن عباس می گوید مولای متقیان سپس گریست که به رو درافتاد و غش کرد.5 همچنین هر وقت در مدینه حسین (ع) را می دید می گریست و می گفت: «ای سبب گریه هر مؤمن»6 و در محراب مسجد کوفه وقتی خود به خون غلطید به حسین (ع) فرمود: «یا ابا عبدالله تو شهید این امت خواهی بود»7 علی (ع) همچنین ابن عباس را از گریستن مسیح بر فرزند پیغمبر خدا، احمد مختار (ص) هنگامی که از کربلا و بلا عبور می کرد آگاه نمود.8 قبل از مسیح (ع) دیگر انبیا نیز بر خون خدا و ذریه احمد (ص) گریسته بودند.9

روزی هنگامی که در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع) عازم صفین بودیم به نینوا  نزدیک شط فرات رسیدیم علی (ع) به شدت گریست و گفت پیامبر (ص) مرا خبر داد که به سوی اهل بغی می روی و به سرزمینی می رسی که حسین با هفده نفر از اولاد من و فاطمه (س) در آنجا کشته می شوند نام این سرزمین در آسمانها معروف است به کرب و بلا.

 

 

پیشینه این گداختگی و سوز و گداز به سالها قبل از وقوع حادثه عاشورا بر می گردد. سالها قبل از شهادت مظلومانه سالار شهیدان به همراه خاندان و اصحابش، پیامبر اکرم (ص) در حالی که حسین (ع) را بر زانوی مبارک خود نشانده بودند فرمودند:

 

 «اِنَّ لِقَتُلِ الْحُسَیْنِ حَرارَةً فی قلوب الْمُؤمِنینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً – برای شهادت حسین حرارتی در دلهای مؤمنین است که هرگز به سردی نمی گراید».1

 

پیامبر (ص) خود مدام بر پاره تن خویش می گریست. آورده اند که رَحْمَةٌ لِلْعالَمین و رسول امین که هیچ توقعی از امت خود به جز دوستی اهل بیتش نداشت، هرگاه حسین (ع) را می دید و یا به یاد می آورد گریه بر او غالب می شد و گاهی نیز اشک ریزان بر گلوی او بوسه می زد.2 آن صاحب خُلق عظیم در شب معراج وقتی به کربلا رسید شهادت حسین و یارانش را دید.3 و پس از آن تا پایان عمر از یادآوری آن صحنه ها می گریست.4 و او در این مصیبت تنها نبود، مجاهد از ابن عباس نقل می کند:

 

 

داغ شهادت مظلومانه حسین (ع) به قدری جانگداز بود که تمامی انیباء و پاکان و صلحا و امامان مصیبتهای وارده بر خود را فراموش کرده و بر مصیبت او می گریستند. آورده اند که هنگام شهادت مظلومانه حسن مجتبی (ع)، حسین (ع) بر حال برادر می گریست. مجتبی (ع) که جگرش بر اثر زهر شرحه شرحه شده بود به برادر گفت: لا یَوْمَ کَیَوْمُکَ یا ابا عبدالله – چرا گریه می کنی ای برادر، هیچ روزی مانند روز تو نخواهد بود، هجوم می آوردند بر تو سی هزار نفر که همه ادعای مسلمانی دارند و خود را از امت جدّ ما می پندارند. آنان اجتماع می کنند بر کشتن و ریختن خون و هتک حرکت تو و اسیری عیال و اطفال تو، پس آسمان در این حادثه خون و. خاکستر می بارد، بلکه هر چیزی بر تو می گرید حتی وحشیان صحرا و ماهیان دریا.10

در روز واقعه، پس از شهادت اصحاب و اهل بیت نوبت جانبازی سالار شهیدان رسید، از صبح آن روز صورت مبارک امام (ع) لحظه به لحظه بر افروخته تر می شد. نورانیت چهره چون ماه حسین (ع) چشمان دشمن را نیز خیره کرده بود. و این از آن جهت بود که لحظه دیدار فرا رسیده بود. امام (ع) سحر روز عاشورا رسول خدا (ص) را در عالم رؤیا زیارت کرده و دریافته بود که وقت رحیل نزدیک شده است. رسول خدا (ص) به فرزندش بشارت داد که: «ای فرزند توئی شهید آل محمد (ص) و اهل آسمانها به قدوم تو متبشرند ...»11

 امام (ع) یک تنه به صف دشمن زد. خصم ناجوانمردانه از هر سو حمله می کرد و با ضربات متعدد شمشیر، نیزه و تیر بدن مطهر امام را نشانه می گرفت. وقتی حسین (ع) با تن پاره پاره بر زمین افتاد زیر لب می گفت: «اَللّهُمَّ مُتَعالِیَ الْمکانِ عَظیمَ الْجَبَرُت ... ای خداوند بلند مرتبه ... »12 نورانیت سرسلسله احرار چشم قاتل را خیره کرده بود نجوای امام با معبود خود در آن حالت یادآور مناجات او در روز عرفه بود مگر او در روز نهم ذیحجه، قبل از روز قربانی با خدای خود نمی گفت:

 

اَللّهُمَّ اِنّی اَرْعَبُ اِلَیْکَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوَحِدّینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الخائِفینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاجینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُهْلِلّینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ السائِلینَ ... اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسُبِحینَ ... یا غایَةَ ﭐلطالِبینَ وَ مُنْتَهیٰ اَمَلِ ﭐلرّاجینَ ... مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْحتاجَ إلی دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَ مَتیٰ بَعُدْتَ حَتّی تَکُونَ الْٰاثارُ هِیَ ﭐلَّتی تُصِلُ إلَیْکَ عَمِیَتُ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً وَ خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ کَمْ تَجْعَلُ نَصیبا ... الهی ... فَأَرْجِعْنی اِلَیْکَ ... فَاهْدِنی بِنُورِکَ اِلَیْکَ ...

 بار الها من مشتاق تو هستم ... این منم که از یکتا پرستانم، این منم که از ترسنده گان بوده ام، این منم که از بیمناکانم، این منم که از امیدواران مشتاقم، این منم که از مشتاقانم، این منم که از تسبیح گویانم، این منم که از که از درخواست کنندگانم، این منم که ازنیایش پیشگانم، ... ای آخرین خواسته مشتاقان و ای منتهای آروزی امیدواران ... کی پنهان بوده ای تا نیازمند دلیلی باشی که به تو رهنمون شود؟! کی دور شده ای تا آثار و نشانه ها ما را به تو رسانند؟! کور است چشمی که تو را بر خود نگهدار و مراقب نبیند، و زیان زده است داد و ستد کسی که از محبت خود برایش نصیبی قرار نداده ای ... خدایا اکنون مرا (که بی تاب وصالم) از راه پوشش انوار (جمال و جلالت) و رهنمایی (شهود و) بینادلی به خود جلب کن ... تا به بارگاه وصالت بار یابم ... ای معشوق یگانه من، این ذلت عاشقانه من است که پیش رویت عیانشت و این حال شکسته و سوز عشق من است که بر تو پنهان نیست از تو وصالت را جویا هستم و به تو بر تو رهنما خواهم پس با تجلی نورت مرا به خود رهنمون شو و با (خلوص و) صدق عبودیت مرا نزد خود به پای دار ... به آستان تو پیوسته ام دورم مکن و بر درگاهت ایستاده ام مرا مران ... تویی که انوار (تجلیات جمال)خود را در دلهای اولیائت تاباندی تا تو را شناختند و به یکتایی ستودند، تویی که بیگانگان را از دل عاشقانت زدودی تا جز تو را دوست ندارند و پناهی نگیرند ... چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ ... ای آنکه شیرینی انس خود را به دوستدارانت چشاندی ... با رحمتت مرا بطلب تا به وصالت رسم و با فضلت مرا جذب کن تا یکسر به تو رو کنم ...13

گودی قتلگاه پر از نور بود، عرق مرگ بر پیشانی امام (ع) نشست، با گوشه چشم به خیمه ها نگریست، نگران اهل بیت (ع) بود. ذوالجناح شیهه کنان به حالت گریه به سوی خیمه شتافت. اهل حرم که وضع را چنین دیدند شیون زنان به سوی قتلگاه شتافتند. قاتل فاجر که گویی کور شده بود خنجر خود را می کشید و حسین (ع) در آستانه وصال دوست زیر لب می سرود:

 بِسمِ اللهِ وَ بِالله وَ فی سَبیلِ الله وَ عَلیٰ مِلَّةِ رَسُولِ الله ...

لحظه ای بعد شمر با سری خونین و نورانی از گودال خارج شد. زینب (س) که بر بالای گودال نظاره گر پرواز خونین برادر بود و شیون کنان رسول خدا را به نظاره می خواند صدای آشنای مادر را شنید که بر مظلومیت فرزند خود می گریست و همنوا با آنان آسمان و ساکنان نازک دل آن نیز می گریستند. از آن روز تا کنون داغ شهادت حسین (ع) هر صاحب دل آزاده ای را می گریاند و مؤمنین در غم او مویه کنان و گریه کنان به اقامه عزا می پردازند. با فرا رسیدن ماه محرم اهل بیت (ع) و امامان شیعه را غمی بزرگ فرا می گرفت و به عزاداری سالار شهیدان مبادرت می ورزیدند. در این میان ذخیره پروردگار و منتقم خون خدا (روحی له الفدا) هر روز و شام در غم شهادت جدش خون جگر از دیدگان جاری می سازد و از خداوند ظهور خود را می طلبد.

 

 

شیعیان نیز با تأسی بر امامان خود همه ساله با اقامه عزا تسلی دهنده قلب اهل بیت و ستم را در خلال سالیان دراز مشتعل نگاه داشته اند. ملت ایران به عنوان شیفتگان اهل بیت (ع) در طول تاریخ اسلامی خود ضمن اقامه عزا برای شهیدان کربلا با الگو قرار دادن سیره سیدالشهداء (ع) همواره با رنگ و بوی کربلایی به مقابله با ظلم حاکمان و زورگویان پرداخته اند.

 

 

 شیعه دائماً از خداوند می خواهد که خونخواهی حسین (ع) به رهبری پیشوایی پیروز از خاندان محمد (ص) را روزی او کند.14 با دوستان او اعلام دوستی و با دشمنان او دشمنی ابراز می دارد.15

 

چنین دستمایه و تفکری،  از شیعه عنصری انقلابی و ظلم ستیز ساخته است که همواره خواب خوش ظالمان را آشفته می سازد. نگاهی به نهضتهای شیعی در طول تاریخ تشیع نشان می دهد که تأسی بر قیام عاشورا موتور محرک تمامی این نهضتها می باشد. در نهضت اسلامی ایران نیز به رهبری امام خمینی مانند اغلب قیامهای دینی ایرانیان، قیام عاشورا و پیروی از سالار شهیدان نقش اصلی و کلیدی ایفا می کند و عامل اصلی پیروزی، بقا و پیشرفت انقلاب اسلامی به شمار می آید.

 حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات و سالار شهیدان و خون خدا می باشد. در تربت پاکش شفا و در تحت گنبدش استجابت دعا 16 و در زیارت قبر مطهرش ثواب بسیار روزی می شود.

 امید که فعالیتهای فرهنگی (وبلاگ نویسان عاشورائی) و همه ی دوستداران حسین (ع) مقبول نظر آن رحمت واسعه الهی قرار گرفته و عزاداریها و اشکهای جاری شده ی همه محبان اهل البیتُُ، باب نجات همه مومنان و دوستداران صمیمی آن امام همام به شمار آید.

http://hesti.persianblog.ir/

التماس دعا

 

 

________________________

 

 

1. مستدرک وسائل. ج ٬١ ص٣١٨ .

 

٢ .علامه مجلسی. بحار الانوار، ج ٬۴۴ صص ٢۶١-266.

 

٣ .شیخ مفید، الارشاد، ایران ١٣٧٧ق ٬ ج ٬٢ ص133.

 

4. بحار الانوار، ج ٬۴۴ ص ٢۶۶.

 

۵. بحار الانوار، همان صص ٢۵٢-254.

 

۶ .همان، ص ٢٨٠ .

 

7. بحار الانوار، ج ٬۴٢ ص 292.

 

8. بحار الانوار. ج ٬۴۴ صص ٢۵٢-٢۵۴.

 

٩ .همان ٬ صص ٢۴٢-٢۴۵.

 

١٠. بحار الانوار، ج ٬۴۵ ص 218.

 

. بحار الانوار ، ج ٬۴۵ ص ٣.

 

١٢. شیخ طوسی. مصباح المتهجد، تهران، ١٣٣٨ قمری ص ٧۵٩.

 

١٣. فرازهایی از دعای عرفه

 

١۴ .اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِ مامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مَحَمَّدٍ (زیارت عاشورا (

 

١۵. اِنّیِ سِلْمٌ لِمَنْ سٰالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حٰارَبَکُمْ. )زیارت عاشورا (

 

١۶. زیارت ناحیه مقدسه

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٦ | ۳:۳۸ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |
Design By : nightSelect.com