آیات آسمانی


السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان
 
 
 
 
 
 
 
چند روز پیش یک فایل صوتی در مورد ظهور حضرت حجت(عج)توسط بزرگواری به بنده ارسال شده بود با شنیدن این فایل صوتی حال عجیبی پیدا کردم و دگرگون شدم. همین امر سبب شد تا بدون اینکه تحقیقی راجع به صحت و سقم این مطلب داشته باشم و به صرف شنیدن این مبشره از زبان آیت الله ناصری مضمون فایل را در اختیار خوانندگان وبلاگم قرار دهم تا با این بشارت آرامشُ ، رضایت و امتنان خاطر منتظران مهدی (عج)را جلب کنم. با مراجعاتی که بعضی از عزیزان به وبلاگم داشتند با اظهار لطف همیشگیشان و مرقوم نمودن کامنتهایی که مضمونشان رد شدن این مطلب توسط آیت الله بهجت بود حقیر نیز دچار تردید شدم و آشفته از اینکه چرا بدون تحقیق این مطلب را در روئیت عزیزان قرار دادم. با تحقیقاتی که انجام دادم به منابع بسیار ارزشمندی دست یافتم.

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است. به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد... اگر مایا به مطالعه ادامه مطلب به  وبلاگ

جناب شکوری؛ کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی  مراجعه نمائید. 
مژده ظهور از قول آیت الله بهجت
این هم متن فایل صوتی...
نقل از حضرت آیت الله ناصری:
 
خدمت آیت الله بهجت بودیم. عرض کردم حاج آقا مبشراتی درباره ظهور امام زمان عج و نزدیک بودن اون خدمتتون هست؟ فرمودند: بله! بهشون عرض کردم میشه بفرمایید؟ فرمودند من یه دوستی دارم تشرف محضر حضرت دارند.آمد منزل ما ازش سوال کردم تازگی تشرف داشتی محضر حضرت ولی عصر؟ گفت چرا داشتم. گفتم از ظهور و فرجشون سوال نکردید؟ گفت چرا. گفتم (آقای بهجت پرسید)حضرت چه فرمودند؟ گفت من سوال کردم یابن رسول الله! از حضرت که فرج شما برای عامه مسلمونها چه وقته؟ فرمودند نزدیک است. عرض کردم یابن رسول الله! من هم زمان ظهور شما رو درک میکنم؟ فرمودند پیرمردتر از شما هم درک می کنند. بنده (آیت الله ناصری) از آقای بهجت سوال کردم این دوست شما چند سالشونه؟ فرمودند حدود 62 سال. برادرها فرج نزدیک است.
دوستان من بیاید دعا کنیم.
الدعا یرد القضا ولو یبرم ابراما
 
 
 
گفتم که ماه رویت از دیده ام نهان است
  گفتا حجاب در توست ورنه رخم عیان است  

ای قلم سوزلرینده اثر یوخ

آشنادن منه بیر خبر یوخ

یاندی پروانه لر شمعی سوندی

آیرلیخدان اورک قانه دوندی

 گلدی بو جمعه ده گشدی آلله

فاطمه یوسیفینن خبر یوخ

 اغث یا غیاث المستغیثین 

 

 

 

 

پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |

اللهمَّ کن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه فِی هذِهِ السّاعة وَ فِی کُلِّ السّاعة وَلِیّاً و حافِظاً و قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعَاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَویلاً بِرَحمَتِکَ یا أَرحَمَ الرّاحِمین

مهدی جان فرارسیدن میلاد مبارک جد بزرگوارت امام رضا،ضامن آهو، مبارکباد

 

اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضا المَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ و َمَن تَحت الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَة کَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اولیائِکَ.

 

 

 

 

الهی ! ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد
ای اول بی بدایت و ای آخر بی نهایت

 
ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت

 
ای حی بی ذلت ، ای معطی بی فکرت و ای بخشنده بی منت

 
ای داننده رازها

 ای شنونده آوازها

 
ای بیننده نمازها

 ای پذیرنده نیازها

 

ای شناسنده نامها 

 

ای رساننده گامها


ای مبرا از عوایق

 ای مطلع بر حقایق

 ای مهربان بر خلائق

عذرهای مارا بپذیر که تو ؛ غنی و ما فقیر و
برعیبهای ما مگیر که تو ، قوی و ما حقیر ،
از بنده خطا آید و از تو عطا آید و رحمت .

 
ای کریمی که بندگان را غیراز تو دست آویز نیست

 
نگاه دار تا پریشان نشویم و درراه آر تا سرگردان نشویم .


[قسمتی از ؛ "مناجات نامه" ، اثر بی تای عرفانی : پیرهرات "خواجه عبدالله انصاری"(ره)]

 

  

مهدی جان!

 

   عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم، بنویسم:

که چرا عشق به انسان نرسیدست؟

چرا آب به گلدان نرسیدست و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیدست...

تو کجایی گل نرگس...

ثواب زیارت امام رضا (علیه السلام)

 

امام موسى بن جعفر (ع) مى فرمایند : کسى که قبر فرزندم را زیارت کند براى او نزد خدا هفتاد حج مقبول است . راوى مى گوید : گفتم : هفتاد حج ؟! فرمود : آرى ، هفتصد حج . گفتم : هفتصد حج ؟ فرمود : آرى ، هفتاد هزار حج . گفتم : هفتاد هزار حج ؟ فرمود : چه بسا حجى که پذیرفته نشود ؛ کسى که او را زیارت کند و یک شب در آن منطقه بخوابد مانند این است که خدا را در عرشش زیارت کرده است . گفتم : مانند کسى است که خدا را در عرشش زیارت کرده است ؟ فرمود : آرى ، هنگامى که قیامت برپا مى شود چهار نفر از اوّلین و چهار نفر از آخرین بر عرش قرار دارند ، اما چهار نفر اوّلین : نوح و ابراهیم و موسى و عیسى است ؛ اما چهار نفر آخرین : محمد و على و حسن و حسین است .

 سپس نخ ترازى کشیده مى شود ـ که خوبان را از بدان جدا مى کند ـ  پس زائران قبور ما با ما قرار مى گیرند ، از نظر برترین درجه ، و نزدیکترینشان به عطا و بخشش ، زائران قبر فرزندم على بن موسى الرضا  هستند .

 

پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧ | ٧:۳٤ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |

 

 

 

 

 به جهان دل به تو بستم به خدا مهدی جان         طالب وصل تو هستم به خدا مهدی جان

هر  کجا  یاد  تو و  نام تو و ذکر  تو  بود               بی  تامل   بنشستم   به خدا  مهدی جان

 

خداوند حرمى دارد که مکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند .

امام رضا (ع) فرموده است: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است .
امام جواد (ع) می فرماید: کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است .
امام صادق (ع)می فرماید: کسى که آل حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.

 امام صادق (ع) فرموده اند: آگاه باشید که حرم فرزندان بعد از من قم است.

 جایگاه حضرت معصومه(س)


لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روایتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى.» «هرکس معصومه را در قم زیارت کند،مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.»
این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.
امام رضا(ع) در روایتى دیگر مى فرماید:
هرکس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى یابد. لقب دیگر حضرت معصومه(س) «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یکى از بزرگان، از سوى اهل بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :
مرحوم آیت اللّه سیّدم
حمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و یا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ایشان فرمودند:
«عَلَیْکَ بِکَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَیت ِ.»
یعنى به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن .

مرحوم قائم‏مقام فراهانى مى‏گوید: جناب آمیرزاآقا، سرکشیک حرم حضرت معصومه در قم ‏فرمود: در سنه 1300 ضعیفه مفلوجه‏اى را از کاشان به قصد استشفا به قم آوردند دخیل حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها شد، شب کشیک من بود. ضعیفه دور حرم مانده و درب حرم را بستند، چون نصف شب شد آن ضعیفه آواز داد: حضرت مرا شفا داد. در را گشودم. دیدم همانطور است که مى‏گوید. واقعه را پرسیدم. گفت:

عطش بر من غلبه کرد، خجالت کشیدم آب بخواهم، با آن حالت خوابم ربود، در واقع جام آبى به من دادند و گفتند: این آب را بخور، شفا مى‏یابى. آب را خوردم و از خواب بیدار شدم. دیدم نه از عطش خبرى است و نه از فلج اثرى.

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

و مى‏فرمود: سالى نیست که دو سه نفر کور و شل از برکت توسل به آن معصومه سلام‏اللَّه‏علیها شفا نیابند. 

ولادت باسعادت کوثر همیشه جاری کویر قم، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را تبریک می گویم.

روز دختر بر تمامی دختران پاک و عفیف ایران زمین مبارک

 

شاید این جمعه بیاید شاید

عقده از دلها گشاید شاید

 

پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |

 

سوال:

ـــ من دینی رو که با خون و خونریزی شروع بشه اصلا قبول ندارم!!!!

ـــ اسلام دینه کشتنه!!!! دینه کشتار مردمه!!!!

ـــ چه فرقی با جنگ جهانی داشت اسلام؟؟؟!!!

ـــ تو کدوم کتاب آسمانی گفتن اگه دزدی کردی دستت رو قطع کنن؟؟؟!!!

ـــ کدوم پیغمبر برای ترویج دینش حمله کرد و آدم کشت؟؟؟!!!

ـــ کدوم دین و شریعتی گفته قصاص کن؟؟؟!!!

ـــ اگه آدم کشتی باید بمیری؟؟؟!!!

به نظر می‏رسد عوامل زیر در متهم نمودن اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند:

   1 - سیاست اسلام ستیزی دشمنان

   یکی از علل عمده معرفی شدن اسلام به عنوان دین خشونت، سیاست‏های استکبار جهانی علیه اسلام و مسلمانان است، استعمار ستیزی دین اسلام و روحیه استقلال‏طلبی مسلمانان و الهام گرفتن از آیات جهاد در قرآن، منافع استعمار را به خطر انداخته و همین موجب شد که آن‏ها در صدد مقابله با آن بر آیند، بهترین راه را در مبارزه با ریشه این احساس  و انگیزه در مسلمانان دیده‏اند و آن هدف گرفتن آیات جهاد و سیره پیامبر (ص) بوده است، به همین خاطر آن‏ها اسلام را خشونت گرا معرفی می‏نمایند.

   این در حالی است که جنگ افروزان غرب رکورد دار خشونت در جهان هستند، در جنگ جهانی اوّل و دوم حدود 63 میلیون انسان کشته شدند، این کشتار را آنانی به وجود آوردند که اسلام و مسلمانان را به خشونت معرفی کرده و از طرفداران دین مسیح هستند جالب آن که در هر دو جبهه فقط خود شان بوده‏اند یا میدان اصلی جنگ میان خود آن‏ها بوده آیا قتل عام صد هزار انسان در کوبا، ویتنام و افغانستان از سوی همان‏ها به وجود نیامده است که امروزه ناقوس صلح جویی تساهل را به صدا در می‏آورند در گذشته تاریخ وضع آنان فاجعه بارتر بوده است، آنان بودند که جنگ‏های صلیبی را به وجود آورده و تا توانستند مسلمانان را کشتند.

   گوستاولوبون مسیحی از قول روبرت راهب که خود در جنگ حضور داشت گزارش می‏دهد: "لشکر ما (صلیبی‏ها) در گذرگاه‏ها، میدان‏ها و پشت بام‏ها، در حرکت بودند و مثل شیر ماده‏ای که بچه‏اش را ربوده باشد، از قتل عام لذت می‏بردند، اطفال را پاره پاره می‏کردند و جوانان و پیرها را در یک ردیف از دم شمشیر می‏گذراندند و چندین نفر را در یک ریسمان به دار می‏آویختند".(1)

   گوستا ولوبون در خصوص رفتار مسلمانان با مسیحیان می‏نویسد: "صلاح الدین سردار فاتح مسلمانان به عیسویان بیت المقدس عفو عمومی داد و برای فلیپ، و "ریشار"  در ایام بیماری از انواع اغذیه و ادویه مقوی می‏فرستاد"(2)

   بعد از جنگ‏های صلیبی در اسپانیا مسلمانان را قتل عام کردند و با قی مانده را به دریا ریختند که این یکی از مظاهر نسل کشی است در زمان حاضر می بینیم که به نسل کشی مسلمانان در بالکان رو آوردند و ده‏ها هزار مسلمان بیگناه بوسنی را کشتند نیز همان‏ها امروزه مدام فلسطینیان مظلوم را به خاک و خون می‏کشانند.

   بنابر این کاملاً روشن و آشکار است که جنایت‏ها و کشتار مسلمانان توسط مسیحیان و یا حتی کشتار خودشان بسیار بیشتر از مسلمانان بوده است، اما متأسفانه با ابزار تبلیغاتی گسترده‏ای که دارند، این امر را وارونه جلوه می‏دهند.

   2 - جنگ‏ها در حوزه تاریخ اسلام

   یکی از عوامل مهم که زمینه اتهام خشونت گرایی اسلام را فراهم نمود، جنگ هایی بود که در حوزه تاریخ اسلام شکل گرفتند آن جنگ‏هایی که در زمان پیامبر(ص) به وجود آمده بود، جنبه دفاعی داشت و از هدف متعالی حمایت از مستضعفان بهره‏مند بود و حال اگر در دوره برخی از سلسله‏های ستمگر با نام اسلام، جنگ‏های ظالمانه را بر راه انداختند، این کار منحصر به آنان نیست، در همه کشورها در طول تاریخ کم و بیش چنین اتفاقی وجود دارد میان پیروان دیگر ادیان بسیار اتفاق افتاده است که بر خلاف آموزه‏های دینی خود، به خونریزی رو آورده‏اند، بنابر این اگر پادشاهی با انگیزه مادی و با نام اسلام به خشونت رو آورده باشد و نباید این کار را به نام اسلام تمام کرد، همان گونه که تاریخ یهود و مسیحیت شاهد جنگ‏ها و خشونت‏ها بوده است اما این خشونت‏ها به گونه‏ای تفسیر و توجیه شده است که گویا اصلاً اتفاقی نیافتاده است: افکار عمومی نیز به آن‏ها توجه ندارد و آن را نادیده می‏گیرد.

   3 - عدم معرفی ابعاد اسلام

   یکی از عوامل بسیار مؤثر در متهم ساختن اسلام به عنوان دین خشونت، عدم معرفی ابعاد و جامعیت اسلام است، اسلام همان گونه که آیات جهاد، دفاع و جنگ دارد، آیات صلح و زندگی مسالمت‏آمیز نیز دارد، اگر آیات صلح قرآن بیشتر از آیات جهاد آن نباشد کمتر نخواهد بود، متأسفانه آن چه که بدان پرداخته شده، بُعد جهاد و جنگ اسلام بوده، معرفی بُعد صلح اسلام بسیار کم رنگ می‏باشد و عامل گسترش اسلام را جنگ‏ها می‏دانند!

   در حالی که این تفکر به وسیله حتی برخی از متفکران با انصاف غربی رد شده است.

   گوستاولوبون می‏نویسد: زور شمشیر موجب پیشرفت قرآن نشده، زیرا رسم اعراب (مسلمانان) این بود که هر کجا را فتح می‏کردند، مردم آن جا را در دین خود آزاد می‏گذاردند، این که مردم مسیحی از دین خود دست بر می‏داشتند و به دین اسلام می‏گرویدندو زبان عرب را به جای زبان مادری خود بر می‏گزیدند،  بدان علت بود که عدل و دادی که از عرب‏های فاتح می‏دیدند، از زمامداران پیشین خود ندیده بودند."(3)

   در قرآن از پیامبر اسلام (ص)  به عنوان پیامبر صلح و صفا یاد شده است.(4)

   در برخی از روایات از اسلام به عنوان دین سهله (آسانگیر) تعبیر شده است. (5)

   در مقابل همه این برخوردهای منفی در مورد اسلام، در دین مسیحیت بر عکس دین اسلام تبلیغ می‏شود، بدین معنا که دستورها و آموزه‏های صلح آن بسیار پر رنگ جلوه داده شده است حتی به شعار رو آوردند  که دین مسیح، پیام آور صلح و صفا است، مسیحیان در معرفی دین مسیح به عنوان "دین صلح گرا" موفق بوده‏اند  از سوی دیگر دین تحریف شده مسیحیت با منافع استکبار تضاد نداشت و این امر موجب شد که استکبار علیه دین مسیح تبلیغات انجام نداده و گاهی از آن دفاع نماید، حال آن که دین مسیح همان گونه که آموزه‏ها و برنامه‏های صلح‏آمیز دارد، برنامه‏های جهاد و ستم ستیزی نیز دارد. اصولاً دینی که برنامه دفاع و مقابله با دشمنان نداشته باشد و در رفع ستم از جهانیان سخنی نداشته باشد، دین ناقصی است.

   4 - قیام‏ها

   قیام هایی که آزادی خواهان و مصلحان انجام دادند، نیز در اتمام اسلام به خشونت مؤثر بوده‏اند قیام‏های که شیعیان در طول تاریخ علیه حاکمان ستمگر انجام دادند و قیام‏های که امروزه مسلمانان به منظور دفاع از جان، مال و سرزمین خویش انجام می‏دهند. 

   این دسته از قیام‏ها زمینه تبلیغ دشمن را فراهم نموده و دشمن مسلمانان به ویژه شیعیان را خشونت گرا معرفی نموده، حال آن که در تاریخ مسیحیت نهضت‏های اصلاحی و انقلاب‏های آزادی بخش شکل نگرفته‏اند و یا خیلی کم رنگ است.

   5 - عملکرد برخی از مسلمانان تندرو

   متأسفانه عملکرد برخی از مسلمانان موجب شده است برخی اسلام را به عنوان دین خشونت بشناسند، عملکرد گروه هایی مانند طالبان و یا برخی از مسلمانان تندرو، فضای جامعه امروزه را آلوده کرده است، همان گونه که در طول تاریخ گروه‏ها و افراد افراطی بودند که از برنامه‏های اسلام، برداشت‏های غیر منطقی نموده و باور داشتند که تنها راه گسترش دین و آموزه‏های آن، بهره‏گیری از اهرم فشار و جنگ است. البته در همین جا نیز می‏توان دست‏های پنهان را برای به وجود آوردن این گروه‏ها در داخل اسلام و ایجاد فرقه‏های مذهبی مانند وهابیت و بهائیت نادیده گرفت.

 

    پی نوشت ها:

    1. تاریخ تمدن، ج 4، ص 408.

    2. همان، ص 415.

    3. تاریخ ویل دورانت، ج 4، ص 1368

    4.  آل عمران، (3) آیه 159، تفسیر نمونه، ج 3، ص 140 -     142 .

    5.بحار الانوار، ج 22، ص 263.

 

 

 

 

 

 

در سیاست جزایی اسلام اوّلین مرحله مبارزه با جرم، توسل به خشونت و کیفر نیست، بلکه با ریشه‏های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن‏ها مقابله می‏شود تا با از بین بردن عواملی، از شکل‏گیری فکر مجرمانه وتصمیم به ارتکاب جرایم جلوگیری شود.

مرحله بعد مبارزه با شرایط و وضعیت هایی است که معمولاً خشونت و جرم در آن واقع می‏شود.

بنابراین اسلام در راه مبارزه با جرم واصلاح مجرمان، مرحله به مرحله پیش رفته و هیچگاه از تربیت فرد و جامعه غفلت نکرده است با این حال اگر هیچ یک از شیوه‏های مسالمت‏آمیز در تربیت گروهی مؤثر واقع نشود، حفظ مصلحت جامعه و افراد اقتضا می‏کند با سیاست کیفری سنجیده، مبارزه علیه جرائم پیش گرفته شود.

این مرحله را اسلام از سر ضرورت پذیرفته و از بررسی آیات و روایات که در مورد مجازات‏ها وجود دارد، به دست می‏آید که پذیرش مجازات‏ها از باب ضرورت اجتماعی است و تأکید اسلام بیشتر بر راهکارهای اصلاح و درمان است.

دراین که اصل مجازات خشن است، جای بحث و گفت و گو نیست. تمامی اقسام مجازات‏ها تا حدی خشونت بار هستند، ولی خشن بودن، هدف مجازات نیست، بلکه ویژگی مجازات است.

هدف مجازات در اسلام، درمان درد جامعه وجلوگیری از سقوط آن در ورطه انحطاط و انحراف است. گرفتن این ویژگی از مجازات، به معنای لغو آن است.

همان طور که برای درمان یک بیمار در مراحل مختلف دارو و درمان‏ها تجویز می‏شود، راه درمان دردهای جامعه نیز متفاوت است. گاه درد آن قدر شدید است که درمان‏های شدید و همراه با مشقت تجویز می‏شود، سیاست کیفری اسلام نیز دارای دو نوع درمان برای دو مرحله ویژه از وضعیت جامعه است:

أ) پیش بینی مجازات‏های شدید: اعمال این مجازات‏ها منوط به شرایط و قیود فراوان است، به نحوی که گاه به ندرت فراهم می‏شود. این نوع درمان برای جامعه‏ای تجویز می‏شود که بزهکاری در آن به وضع حادّ و بغرنجی رسیده، پرده‏های عفت دریده شده و ارتکاب جرائم در ملاء عام قبحی ندارد. در کدام جامعه زنا واقع می‏شود، در حالی که چهار نفر مرد عادل شاهد وقوع آن باشند؟ چنین جامعه‏ای قطعاً دچار بیماری چنان شدیدی شده که مداوای آن از راه‏های عادی ممکن نیست و نیاز به شوک دارد. در جامعه‏ای که خون بی گناهی را به ناحق بر زمین می‏ریزند، کدام اهرم قوی می‏تواند از وقوع مجدد این بیماری خطرناک جلوگیری کند؟

گرفتن اموال مجرم، سلب آزادی او، اصلاح و در مان مجرم، یا سازگار کردن او با جامعه، همه این امور در جای خود لازم و مفید هستند، اما برای حفظ امنیت و حیات جامعه کافی نیست.

اسلام، سلب حیات مجرم را هدف قرار نداده است. اسلام مخالف خشونت است و هدف سیاست کیفری اسلام بیش‏تر تهدید به مجازات است، تا اجرای آن، از این رو برای سرقت، شرایط فراوانی گذاشته که جمع شدن همه آن‏ها بسیار بعید است. همین طور در زنا، لواط و جرایم عفافی، شرایطی را بیان می‏کند که مشخص می‏کند هدف شارع بیش‏تر جلوگیری از اشاعه فحشا و علنی شدن بزهکاری در جامعه است.

ب) پیش بینی مجازات‏های خفیف‏تر با شرایط اجرای آسان‏تر.

جرائمی که حاکی از وخامت شدید اوضاع اجتماعی نبوده و در شرایط عادی جامعه رخ می‏دهد، در این دسته قرار می‏گیرد. این دسته از مجازات‏ها، جرائمی است که اختیارات قضات در این نوع جرائم وسیع‏تر بوده و می‏توانند با در نظر گرفتن شخصیت مجرم و اوضاع واحوال ارتکاب جرم، تصمیم مقتضی را در برخورد با وی اتّخاذ نمایند.(1)

 

پی نوشت ها:

1. کتاب نقد، ش 15 - 14، ص 143 - 140

 

دزد، با داشتن شرایط ذیل دستش قطع می شود:

1 - بالغ باشد،

2 - عاقل باشد،

3 - با اختیار خودش دزدی کرده باشد، نه این که وی را به دزدی مجبور کرده باشند،

4 - ناچار به دزدی نباشد، بنابراین اگر گرسنه باشد و پولی برای خرید نان نداشته باشد و از کسی هم نتواند قرض بگیرد و اگر نان نخورد، از گرسنگی می میرد، اگر برای رفع اضطرارش دزدی کند، دستش قطع نمی شود.

5 - حرز را بشکند، مثلا در خانه را باز کند یا در ماشین قفل باشد و دزد به وسیله ای در را باز کند و ماشین را بدزدد.

اما اگر در ماشین باز باشد ، یا پولی در خیابان افتاده باشد و مورد سرقت قرار گیرد، دست دزد قطع نمی شود.

6 - پول یا مال را خودش یا با مشارکت دیگری از حرز خارج کرده باشد. از این رو اگر کسی از خانه ای چیزی بدزد و بیرون آورد، و دزد دیگری در بیرون خانه از او مال را بدزدد، دست دزد دوم قطع نمی شود.

7 - دزد پدر صاحب مال نباشد، پس اگر پدر پول فرزندش را دزدید، دستش قطع نمی شود.

8 - مخفیانه بدزدد، پس اگر به زور وارد خانه ای شود و در جلوی چشم صاحبخانه به زور چیزی را بردارد و برود ، دستش قطع نمی شود.

9 - مال دزدیده شده حداقل باید به اندازة یک چهارم مثقال شرعی (18نخود) طلای سکه دار ارزش داشته باشد.

10 - در قحط سالی دزدی نکرده باشد. اگر در سال قحطی دزدی کند، دستش قطع نمی شود.

11 - دزد نزد قاضی دوبار اقرار کند و یا دو شاهد عادل به دزدی فردی شهادت دهند.(1)

اگر کسی دزدی کرده باشد، ولی یکی از شرایط بالا را نداشته باشد، دستش قطع نمی شود، ولی مال دزدیده شده، از وی گرفته و توسط قاضی تعزیر می شود، یعنی به وی شلاق زده می شود یا به زندان محکوم می گردد.

 

پی نوشت ها :

1 . امام خمینی ، تحریرالوسیله، ج2، ص 482 تا 488.

چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |

بشنو از نی چون حکایت می کند

و از جداییها شکایت می کند

از نیستان تا مرا ببریده اند

از نفیرم مرد و زن نالیده ان

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگوید شرح درد اشتیاق

هر کس کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان و خوش حالان شدم

هر کسی از ظنّ خود شد یار من

و از درون من نجست اسرار من

سرّ من از ناله من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد

جوشش عشقست کاندر می فتاد

نی حدیث راه پر خون می کند

قصه های عشق مجنون می کند

دمدمه این نای از دمهای اوست

های هوی خلق از هیهای اوست

محرم این هوش جز بیهوش نیست

مرزبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو رو باک نیست

تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسلام

بند بکسل باش آزاد ای پسر

چند باشی بند سیم و بند زر

گر بریزی بحر را در کوزه ای

چند گنجد قسمت یک روزه ای

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علّتهای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

کوه در رقص آمد و چالاک شد

با لب دمساز خود گر جفتمی

همچو نی من گفتنی ها گفتمی

هر که او را همزبانی شد جدا

بینوا شد گر چه دارد صد نوا

چون که گل رفت و گلستان در گذشت

نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

جمله معشوقست و عاشق پرده ای

زنده معشوقست و عاشق مرده ای

 

چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | حصاری/محقق | نظرات () |
Design By : nightSelect.com